روزنامک: 1518 سال پیش سوسیالیسم از ایران برخاست ـ 1349 سال پیش از انتشار مانیفست مارکس
14 فروردين 1398 - 3 آوريل 2019

1518 سال پیش سوسیالیسم از ایران برخاست ـ 1349 سال پیش از انتشار مانیفست مارکس

در نوروز سال 489 ميلادي (1359 سال پيش از انتشار مانيفيست كمونيست به قلم كارل ماركس) عقاید مزدكِ بامداد ـ روحاني زرتشتي ـ به مراسم نوروزی
    در کاخ سلطنتی چهره دیگری داده بود زیراکه بسیاری از فئودال ها و اصحاب منافع در آن شرکت نکرده بودند برای اینکه که قباد ـ شاه تازه، ناخرسند از مداخله اصحاب منافع در امور دولتی و استثمارگری هرچه بیشتر فئودال ها به مزدک چراغ سبز زده بود. فردوسی درباره گرایش قباد به عقاید مزدک گفته است:
    
    بیامد یکی مَرد؛ مَزدَک به نام ـــ سخن گویِ با دانش و رای و کام
    گرانمایه مردی و دانش فروش ـــ قبادِ دلاور به او داد، گوش
    
     مزدک جنبش سوسياليستي خود را برپايه مالكيّت عمومي دارايي ها، استفاده از توليدات و ثروت بر حسب نياز فرد و برابري اجتماعي ـ اقتصادي همه مردم در 21 نوامبر 488 علني ساخته بود كه مورد توجه توده ها كه گرفتار جامعه اي طبقاتي و وجود شكاف عظيم ميان فقير و غني بودند، قرار گرفت و حتي شاه وقت ايران ـ قباد ـ متمايل به افكار او شد. این عقاید در برخی موارد به عقاید «مانی» نزدیک بود.
    مزدك پسر بامداد كه يك روحاني زرتشتي در شهر استخر فارس (شيراز) بود مدعي شده بود كه اين عقايد تفسير درست آموزشهاي زرتشت است كه هدفي جز نيكبختي بشر نداشته و زماني اين نيكبختي تحقق خواهد يافت كه برابري و برادری انسان ها تامين شود. درباره زادگاه مزدک، گزارش ها مختلف است. برخی حکایت از تولد او در شهر فسا، پاره ای شهر استخر (شیراز)، شماری تبریز و یک نوشته شهر نیشابور دارد. وی در سال 528 کشته شد.
    مزدک را نخستین فرضیه پرداز سوسیالیسم خوانده اند. قباد که متمایل به عقاید او شده بود هشت سال بعد از سوی فئودال ها و اصحاب منافع که بسیاری از ژنرال های ارتش در میان آنان بودند برکنار و زندانی شد که از زندان گریخت و با یاری گرفتن از سران ایران خاوری و کشمیر سه سال بعد (سال 499 میلادی) تاج و تخت خودرا بازگرفت ولی این بار بر ضد مزدک شد، اما کاووس یکی از پسرانش همچنان از هواداران عقاید سوسیالیستی مزدک باقی ماند. مبارزه فئودال ها و ژنرالهای صاحب ملک و منافع با مزدک و پیروانش و کشتار ایشان تا سال 528 میلادی ادامه یافت. با وجود این، خسروانوشیروان پسر و جانشین قباد راه دیگری برای رهایی توده ها از ظلم اربابان و خزانه کشور از غارت اصحاب منافع و فساد دولتی انتخاب کرد و موفق شد.
     از اوايل قرن 19 كه عقايد مزدك مورد تحليل و تفسير انديشمندان و مورخان بزرگ قرارگرفت «21 نوامبر» به نام روز اعلام فرضيه سوسياليسم براي روشنفكران چپ، روزي گرامي بوده است.
     مزدك كه معتقد به خدا بود مي گفت كه براي تامين برابري انسانها، بايد مالكيت ها عمومي (ملّي) باشد و هركس در حد نياز خود از محصول و توليدات استفاده كند. خدا انسان ها را هنگام تولد برابر مي آفريند و بايد اين برابري در طول حيات آنان حفظ شود. آزادي موهبت بزرگي است، ولي بدون برابري اجتماعي ــ اقتصادي (سوسياليسم) آزادي احساس نخواهد شد. انسان دائما نياز به اندرز دارد تا از راه صواب خارج نشود. برتري جويي و حرص مال زدن (آزمندي) ريشه همه مسائل و مفاسد است (که از طريق آموزش و پرورش - تدريس) نبايد امکان داده شود در افراد پديد آيد، زيرا كه ذاتي نيست، اکتسابی است. مزدك انسان را مستحق زندگي در آرامش و شادي اعلام داشت كه تبعيض ها، بي عدالتي و عدم برابري؛ اين آرامش و شادي را از انسان كه عُمري محدود دارد سلب مي كند و خلاف اراده خدا از آفريدن انسان است و به عبارت ديگر انسان براي زجر كشيدن به دنيا نيامده است و تا منابع توليد مشترك نباشد (ملّي نباشند) زجر كشيدن هم از ميان نخواهد رفت. مزدك در عين حال با استثمار زنان به صورتي كه بود مخالفت كرد و نسبت به اين روش ثروتمندان كه به خود اجازه ازدواج با طبقات ديگر (پایین تر) را نمي دادند و کنیزداری ابراز انزجار كرد و اين عمل را تقسيم انسان به درجه اول و دوم كه خلاف اراده خداست خواند. مزدك روش ازدواج مرسوم را غير انساني خواند و خواهان لغو آن شده بود.
     جامعه ايران در آن زمان تشنه شنيدن چنين مطالبي بود. عوام الناس با شنيدن عقايد مزدك پيرو اوشدند و هر روز بر شمار آنان افزوده مي شد. پيشرفت عقايد مزدك حدود 11 سال بود و عقايد او كه نويد بزرگي براي عوام الناس بود در اين مدت و به مفهوم وقت، جهانگير شده بود و كاووس و «زَم» دو پسر از سه پسر قباد هم پيرو عقيده مزدك شده بودند.
     هنگامي كه پيروان مزدك وارد عمل شدند و به مصادره و اشتراكي كردن (ملّي کردن) ابزار و منابع توليد، اموال ثروتمندان و تحريك كشاورزان به عدم تأديه سهم مالكانه دست زدند كار به جدال كشيد.
     ثروتمندان و فئودالها كه منافع خود را شديدا در مخاطره ديدند دست بكار توطئه شدند و ....
     مورخانِ تاریخِ عقايد، فرضیه سوسیالیستی مزدك را بررسي و باز تاب داده اند و تفسير هاي متعدد از آن كرده اند. به نوشته آنان، ميان عقايد ماركس و مزدك مشابهت فراوان وجود دارد. براي مثال: هر دو عامل اقتصاد را به وجود آورنده تاريخ مي دانند. مزدك مي گويد ما نمي توانيم انسان كامل بدون تامين برابري ميان آنان داشته باشيم و تا به اين آرزو دست نيابيم، دشمني ميان فقير و غني از صحنه گيتي رخت بر نخواهد بست و ... و ماركس اين قسمت را به جنگ طبقاتي پايان ناپذير تعبير كرده است. مزدك مي گويد كه اگر دارايي ها همچنان در دست افراد باشد و در دست جامعه نباشد يعني مشترك ميان همه مردم نباشد (ملّي نباشد) شادي عمومي و آرامش به وجود نخواهد آمد و ماركس سرمايه داري (ثروت و منابع و ابزار توليد در دست فرد) را علت العلل جنگها و عصيان ها و استثمار انسان از انسان و رنج و تعَب مي داند و ... و بالاخره هر دو پيروزي سوسياليسم و برابري اجتماعي ــ اقتصادي مردم را پيش بيني كرده اند. تفاوت بزرگ ميان ماركس و مزدك در اين بود كه مزدك عقايد خود را برگرفته از دين و خواست خدا مي دانست.
     مورّخان و انديشمندان دراين كه مزدك پايه گذار سوسياليسم و از بزرگترين انديشمندان ايران و مصلحان جهان بوده است متفق القولند. بسياري از آنان از جمله «گاس هال» رهبر متوفاي حزب كمونيست آمريكا موضوع اشتراك زناشوئي را كه به مزدك نسبت مي دهند ردّ كرده اند و اين را كار دشمنان عقايد او مي دانند. گاس هال نوشته است كه پس از انهدام مزدكیان از سال 524 تا سال 528 میلادی، قلم به دست دشمن آنان افتاد و مي دانيم كه تاريخ را عمدتا فاتحان نوشته اند كه در اين يك مورد هم بايد بررسي و دوباره نويسي شود.
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved