روزنامک: تکمیل محاصره شوروی با ایجاد پيمان بغداد (سِنتو) ـ هُلمز مشوّق شاه به عضویت ایران در این اتحادیه ـ انتقاد خروشچف ـ كانتينمِنت تازه و ...
1 اسفند 1397 - 20 فوريه 2019

تکمیل محاصره شوروی با ایجاد پيمان بغداد (سِنتو) ـ هُلمز مشوّق شاه به عضویت ایران در این اتحادیه ـ انتقاد خروشچف ـ كانتينمِنت تازه و ...

در اجرای سیاست (استراتژی) دولت واشنگتن و با هدف نهائی محاصره شوروی و سدّ ِ گسترش کمونیسم در آسیای غربی و از اینجا به آفریقا و جزایر اقیانوس هند غربی، 26 فوريه 1955 يك پيمان نظامي و دفاع مشترك ميان تركيه و عراق به امضاء رسيد كه بعدا (در سپتامبر آن سال) انگلستان، پاكستان و ايران هم به آن پيوستند و دولت آمریکا عضو ناظر این اتحادیه شد که Baghdad Pact (پیمان بغداد) نام گرفت. علت خودداری ظاهری آمریکا از عضویت رسمی در پیمان بغداد این بود که احتمال جنگ عرب ازجمله عراق با اسرائیل می رفت و دولت واشنگتن نمی خواست مستقیما درگیر آن شود. قبلا و در مارس 1946 میان ترکیه و عراق یک پیمان تعاون و دوستی امضاء شده بود که عبارت دفاع مشترک در آن دیده نمی شد. اعلام تشکیل دولت مهاباد (کُردهای ایران)، دو دولت ترکیه و عراق را که هرکدام دارای مناطق کُردنشین هستند وادار به امضای آن پیمان کرده بود.
     جلال بایار رئیس جمهوری وقت ترکیه در دیدار از ایران در نخستین هفته مِهرماه 1334 (اواخر سپتامبر 1955) شاه را تشویق به عضویت در پیمان بغداد کرد و شاه دو هفته بعد عضویت ایران در این پیمان را ضروری و لازم اعلام داشت و دو روز بعد، حسین علاء نخست وزیر وقت لایحه الحاق ایران به پیمان بغداد را به پارلمان داد که تا سی ام مهرماه هر دو مجلس آن را تصویب کردند و قانون شد. احتمالا یکی از علل قصد قتل حسین علاء در مسجد، همین اقدام او بود که با جراحت وارده به بغداد رفت و در نشست تأسیس اتحادیه شرکت کرد.
     تفسیرنگاران چپگرای اروپایی نوشته بودند که این، Julius Holmes (1899 ـ 1968) دیپلمات آمریکایی (از 1955 تا 1965 ـ سه بار سفیر آمریکا در ایران) بود که خودرا دوست نزدیک شاه (پهلوی دوم) نشان می داد و وی را ترغیب به عضویت ایران در پیمان بغداد کرد. هلمز در طول کار دولتی اش، مقامات نظامی و دیپلماتیک متعدد داشت. شاه در آن زمان (و حتی تا پایان دهه 1960 که پس از آن، ایران از برکت گران شدن نفت ثروتمند شد) هر بار که کشور را نیازمند به پول و یا تسلیحات تازه می دید آمریکا را تهدید به نزدیک شدن به دولت مسکو می کرد.
     پس از حذف سلطنت از عراق در 14 جولای 1958 و خروج عراق از پيمان بغداد، اين اتحاديه نظامي، نخست به «مِتو» و سپس به سازمان پيمان مركزي «سِنتو» تغيير نام داد با همان هدف ها، و در راستاي استراتژي دولت آمريكا مبني بر ايجاد حلقه اي از اتحاديه هاي نظامي وابسته به غرب پيرامون شوروي و چين (و اصطلاحا: كانتينمنت آنها).
     با همين هدف ها، در جنوب شرقي آسيا نيز «سيتو» كه ظاهرا يك اتحاديه دفاع مشترك بود به وجود آمده بود و پيش از همه آنها؛ ناتو ـ كه با وجود فروپاشي بلوك شرق و شوروي (و به رغم تعهد دو جانبه) نه تنها باقي مانده است بلكه در حال گسترش است!. در آن زمان، پاکستان با عضویت در سنتو و سیتو و ترکیه در سنتو و ناتو حلقه های متصله این زنجیر بودند. دو جنگ سالهای 1965 و 1971 هند و پاکستان و اِکراه سنتو و سیتو از کمک نظامی مستقیم و علنی به پاکستان، این دو اتحادیه را تا حدی تضعیف کرد. انقلاب ایران و برقرارشدن نظام اسلامی و شعار نه غربی و نه شرقی، به عُمر «سنتو» پس از 23 سال پایان داد.
     18 فوريه 1959 و در چهارمين سالروز تاسیس پیمان بغداد، نيكيتا خروشچف رهبر وقت شوروي شاه را با اشاره به عضويت ايران در پيمانهاي نظامي غرب و رسما متحد شدن با آمريكا بر ضد شوروي، شديدا مورد حمله و نكوهش قرارداد و گفت كه شاه، ايران را به صورت ابزاري در دست آمريكا قرار داده و اين كشور را به پايگاه آمريكا مبدل ساخته كه شوروي نمي تواند در قبال چنين وضعيتي بي اعتنا بماند. وی گفت: "ایران با در پیش گرفتن یک سیاست بی طرفانه می توانست بیش از آمریکا، از ما (دولت مسکو) کمک بگیرد. آمریکا به دولت ایران اسلحه می دهد تا از سیاست آن دولت که محاصره ما است دفاع کند. هدف ما استثمار نیست بلکه حذف استثمار و نابرابری ها است که ملت ایران هم گرفتار آن است.".
     خروشچف در سخنان خود، مفاد قرارداد سال 1921 ايران و روسيه را به شاه ياد آور شد و گفت كه از بيم همين قرارداد، انگلستان در طول سالهاي ملي شدن نفت ايران نتوانست دست به حمله نظامي بزند و مناطق نفتخيز ايران را تصرف كند.
     در پي اين انتقاد، جنگ راديويي دو دولت ـ تهران و مسکو ـ شدت يافت.
     مورّخان تداوم ماندن ایران در کنار غرب تا فوریه 1979 را مانع اصلی گسترش سوسیالیسم و نفوذ مسکو در منطقه خلیج فارس (به استثنای عراق) می دانند که اگر این مانع نبود، جریان نفت از دست غرب خارج می شد و شوروی که در دهه 1980 رو به ضعف نهاده بود در پایان این دهه از درون فروپاشی نمی شد.
     با فروپاشی جماهیریه شوروی و گسترش «ناتو» در اقمار این جماهیریه و حتی در بالتیک شوروی پیشین، گفته می شود که محاصره روسیه که سلاحهای موشکی ـ اتمی خودرا همچنان حفظ کرده و از نظر وسعت بزرگترین کشور جهان است و دارای معادن نفت و طلا، به صورتی دیگر ادامه دارد.
     در دوران حکومت جورج دبليو بوش برخي از سياسيون واشنگتن سخن از گسترش «ناتو» تا عراق و افغانستان و آن سوي اين دو كشور به ميان آورده بودند و ....
    مورّخان معارضه تازه غرب با روسيه را که هنوز (جز مشاهده دو نمونه اش در اوکراين و گرجستان و نيز مقدمات استقرار شبکه ضد موشکي آمريکا در لهستان و جمهوري چک) علني نشده است از زماني مي دانند که «کوزوو» با کمک غرب از صِربستان جدا شد. چندي است که کرملین تلويحا از طرح پنهاني «كانتينمنت» تازه غرب انتقاد و اشاره به انتقام گيري مي كند.
     «كانتينمنت» سده 21 رنگ دیگری دارد زیراکه وجود تسلیحات اتمی ـ موشکی، اثرگذاری اتحادیه های نظامی را ازمیان برده است و هرگونه برخورد نظامی مستقیم میان دو قدرت اتمی، سریعا به جنگ اتمی خواهد انجامید و بنابراین، نیازی به اتحادیه و لشکرکشی نیست. جنگ اتمی ظرف یکی ـ دو ساعت تعیین سرنوشت می کند. این بَند در اساسنامه ناتو که تعرّض به یک عضو این اتحادیه، تعرّض به همه اعضاء خواهد بود و در نتیجه؛ دفاع مشترک، همه اعضاء را در معرض خطر و جنگ اتمی قرار داده است.
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved