روزنامک: نامه قابل ملاحظه یک مخاطب که نظام ایران را قرآنی خوانده که نمی شود کلام الله را دور زد و از قیامت نترسید ـ مبارزات، مثال ها و اشارات او ـ وی شرح شنیدنی مشارکت در راهپیمایی های قیام خرداد 1342 و انقلاب 1357 را نوشته است
9 مرداد 1396 - 31 ژوئيه 2017

نامه قابل ملاحظه یک مخاطب که نظام ایران را قرآنی خوانده که نمی شود کلام الله را دور زد و از قیامت نترسید ـ مبارزات، مثال ها و اشارات او ـ وی شرح شنیدنی مشارکت در راهپیمایی های قیام خرداد 1342 و انقلاب 1357 را نوشته است

این نامه 22 جولای 2016 (31 تیرماه 1396) واصل شد، مفاد آن لزوما نظر مؤلف این تاریخ آنلاین نیست و به لحاظ رعایت اصل آزادی بیان و عقیده در اینجا درج می شود و باقی خواهد ماند تا آیندگان قضاوت کنند. چنانچه درباره مفاد این نامه، نظر و نظرهایی واصل شود درج خواهد شد:
    "درود که بدون چشمداشت این همه به ایران و ایرانی خدمت می کنید ـ آنلاین پهناور شما، یک آموزشکده بی همتاست و 15 سال است که بدون خواندن آن سر بر بالین نمی گذارم. این نامه را از آلمان برایتان می فرستم. من مقیم وطن هستم و گاهی برای دیدار تنها فرزند و نیز درمان به آلمان می آیم که پُر است از خارجیانِ غیر اروپایی و هرسال هم پُرتر می شود.".
    نخست خودرا معرفی کنم. من بچه خیابان مولویِ تهران هستم ـ مولویِ شرقی و محیطی مذهبی. در دبستان دولتی درس خواندم که هر روز ما را به صف می کردند و به مسجد محل می بردند تا نماز بخوانیم. بامدادان، پیش از رفتن به کلاس در صف می ایستادیم و به قرائت قرآن مجید (کلام الله) گوش فرا می دادیم. در دبیرستان، که آن هم دولتی و رایگان بود باید از درس تعلیمات دینی و فقه، نمرهِ بالاتر از ده می گرفتیم و در اینجا بود که معلومات من از دستورهای دینی تکمیل شد. معلّم ِ درس تعلیمات دینی ما از قرآن به عنوان «قانون اساسی اسلام» که هر مسلمان باید دقیقا و مو به مو آن را رعایت کند یاد می کرد. در آن زمان، در ماه مبارک رمضان و ماه محرم، موسیقی از رادیو پخش نمی شد و در ماه رمضان خوردن و آشامیدن در ملأ عام مجازات داشت. مادرم حتی در خانه حجاب داشت و اصطلاحا از ماهی نَر که در حوض خانه بود رو می گرفت [صورت می پوشانید]. بنابراین، تنها آرزوی من رعایت کامل احکام کلام الله بوده است. در خردادماه 1342 هفده ساله بودم و به محض ریختن مردم به خیابان ها که اتفاقا از محله ما آغاز شده بود به جمعیت پیوستم. امتحانات ثلث سوم دبیرستان ما، تازه تمام شده بود. نیمروز 15 خرداد در همان خیابان مولوی و در حال راهپیمایی و دادن شعار مارا گرفتند و به کلانتری 6 که در کوچه ای در شرق میدان مولوی بود بردند و سه روز کتک زدند. کلانتری نمی تواند افراد را بیش از 24 ساعت نگهدارد ولی همان شب حکومت نظامی برقرار شد و رئیس شهربانی فرماندار نظامی شد و کلانتری صاحب اختیار کامل.
    پس از سه روز مارا با گرفتن التزام شفاهی که مخالفت نکنیم آزاد کردند ولی این آرزو که برقراری حکومت قرآن و رعایت عَدل و انصاف و انسانیت در وطن بود و زندگی در یک جامعه عاری از دروغ و تباهی و چپاول، در تمامی وجودم باقی ماند.
    در دانشگاه درس شیمی خواندم و کارمند دولت شدم، ولی عبادت و رفتن مسجد و مجالس روضه خوانی ِ از صمیم قلب را بدون تظاهر به آن، حتی یک لحظه قطع نکردم. در سال 1357 در ساعات غیر اداری در همه تظاهرات شرکت کردم و از تیرماه آن سال که اسلامیون رهبر تظاهرات و راهپیمایی ها شدند، یک مرخصی شش ماهه بدون حقوق گرفتم و «راهپیمای تمام وقت» شدم و به حمدالله انقلاب اسلامی پیروز شد و لذّت من زمانی به اوج رسید که قانون اساسی، نظام ایران را اسلامی یعنی حکومت قرآن و رعایت دقیق آیات آسمانی قرارداد به رهبری «ولی فقیه»، و امام (ره) سپاه را مامور پاسداری از این نظام اسلامی کرد و شورای نگهبان را موظّف به ممانعت از اجرایی شدن آن دسته از مصوّبات مجلس که کوچکترین مغایرت با آیات قرآن و کلام الله داشته باشند و نیز دقّت در انتخاب نامزدهای مقام های انتخابی که قبلا ثابت شده باشد پرهیزگار بوده، شایستگی مقام را داشته و در رعایت آیات قرآن در همه امور ـ شخصی و عمومی ـ به حد وسواس تعصّب داشته اند. ایران در میان کشورهایی که اکثریت جمعیت آنها مسلمان هستند تنها کشوری است که «نظام اسلامی» دارد یعنی از احکام قرآن، کلام خدا کوچکترین تخطّی نباید بکند. چند کشور دیگر هم هستند که نامشان جمهوری اسلامی و یا کشور اسلامی است ولی قانون اساسی شان چیز دیگری است و رهبری آنها در دست «ولی فقیه» نیست.
    در آلمان وبگاه «دویچه وله» فارسی را می خوانم و چند وبگاه خبری داخلی را. در چند روز اخیر دیدن چند خبر از جمله سخن از ازسرگیری توزیع مواد مخدر به برخی از معتادان همانند چند سال آخر حکومت سلطنتی، احتمال مجاز کردن مسافرت زنان ورزشکار، پژوهشگر و هنرمند بدون موافقت شوهر به خارج، افزایش بهای تخم‌مرغ 25 درصد، حبوب 23 درصد، سبزی‌های تازه 42 درصد، گوشت قرمز 21 درصد، چای 23 درصد و ...، وجود دو هزار و 500 تَن از مردان کشور بابت ناتوانی از پرداخت مَهریه زنان خود در زندان ها، سالها فعالیت داشتن سازمانهای مالی غیرمجاز (نوعی بانکداری) و طفره رفتن از پرداخت پول سپرده گذاران و ... مرا بر آن داشت که این نامه را به شما بنویسم تا درج کنید و سرنخ برای پژوهشگران شود. در مورد مواد مخدر، دولت پیش از انقلاب اجازه داده بود که داروخانه های مشخّص، تریاک ـ نه متادُن و مخدرات شیمیایی دیگر که هم برای جسم و روح تولید خطر می کنند و هم اعتیاد می آورند به معتادان سالخورده که نتوانسته بودند در مرکز دولتی تَرک اعتیاد واقع در جنوب ونک (انتهای خیابانی که بیمارستان دی در آن واقع است ـ در تپه های یوسف آباد) بفروشند، به مقدار معیّن. با وجود این، این معتادان با فروش پنهانی همین مقدار کم تریاک به دیگران، بسیاری را معتاد کرده بودند. در مورد مجاز بودن شماری مشخّص زنان شوهردار به خارج بدون موافقت شوهر، باید اندیشه کرد که اگر شوهر موافق باشد که می رود محضر و موافقت می کند و اگر نباشد ـ زن او ورزشکار باشد و یا هنرمند که مرافعه و ... و طلاق در پی خواهد داشت. شوهر مَهریه بدهد، نفقه بدهد، اجرت المثل هم بدهد و بدون رضایت او زنش به خارج برود. شاید از خارج بازنگردد، تکلیف چه می شود؟. اصولا زنی که به شوهر و خانواده دلبستگی داشته باشد خلاف میل شوهرش رفتار نمی کند و بدون رضایت قلبی او به خارج نمی رود. بنابراین، «موضوع» سیاسی و به خیال جلب هوادار از میان زنان است. باید دید که در این مورد، اسلام و قرآن چه گفته است. کشور ما نظام اسلامی یعنی قرآنی دارد. مردم یک سال دویدند و سینه سپر کردند تا نظام اسلامی داشته باشند!. در مورد زندان رفتن به خاطر عجز از پرداخت مَهریه. چرا مجلس در یک دوره سابق خود که چند بانوی متنفّذ عضو آن بودند، به اصرار آنان ـ بازهم با هدف سیاسی و کسب هوادار ـ مَهریه را بر حسب نرخ تورّم متغیّر کرد و مثلا مَهریه 50 هزارتومانی سابق شده است 40 میلیون تومان. پلیس چندماه پیش دوچرخه نوه برادر مرا که یک پسر 15 ساله است توقیف کرد زیراکه پلاک (مجوّز) نداشت. و این، در حالی است که چندین موسسه مالی غیر مجاز با ساختمان مشخص و تابلو و ... تاسیس می شود و مردم به تصور مجاز بودن و پروانه داشتن، پول خودرا آنجا گذارده و حالا دچار مشکل شده اند. اگر یکی از سپرده گذاران برای عمل جرِاحی فوری به پول نیاز داشته باشد چه می شود؟. در مورد بانک ها که قرار نبود بانک غیر دولتی داشته باشیم، اگر یک روز یکی از این بانکها پول نداشته باشد که به سپرده گذار بدهد، می دانید که در کشور چه خواهد شد؟. همه می دانند، همه موبایل ِ تیزهوش دارند، همه با هم از طریق اینترنت در ارتباط هستند و اطلاع دارند که چه کسانی چه کرده اند، به زندان افتاده اند و برای مدتی از فعالیت های سیاسی و اداری محروم شده اند و این روزها صحبت از وزیر و شهردار شدن یکی ـ دوتا از همان ها است!. در نظام اسلامی و این حرف ها؟!. به نظر من [مخاطب] که درست نیست در وضعیتی که مقامات دولت آمریکا به صراحت خواهان تغییر نظام ایران شده اند و دولت سعودی اقدام به دسته بندی علیه ایران کرده است و ...، درباره سپاه حرف هایی زده شود که پاسدار نظام است و اختیارات قانونی اش زیاد و تابع امر رهبری است. مسئله دیگر، «بی اعتنایی» است. مقامات دولتی باید به حرف ها گوش کنند. دفاتر روابط عمومی و سازمان بازرسی هر اداره را برای همین کار ایجاد کرده اند. برای مثال؛ در همین تاریخ آنلاین شما خواندم و عکس هایش را هم دیدم که دو بار در دو محل در تهران با مشکل پیاده رو رو به رو شده و زمین خورده و مجروح شده بودید ولی هیچ مقامی پاسخی نداد که این، در ذهن و درک من یعنی «بی اعتنایی». در یک جا نوشته بودید که در سال 1371 از روزنامه نگاران پول گرفتند که در هشتگرد برایشان خانه بسازند که دیگر از پول و شرکت تعاونی مربوط و خانه به رغم خانه سازی مِهر در گوشه و کنار کشور خبری نشد!.".
    "این نامه را فقط و فقط از راه دلسوزی نوشتم و امیدوارم که مورد توجه قرارگیرد و شهردار و وزیران کابینه از افرادی انتخاب شوند که علاوه بر کارآمد بودن، آینده نگر باشند و بدانند که کشور ایران دارای نظام قرآنی است و نمی شود کلام خدا را دور زد و مجازات آخرت (روزقیامت) را در نظر نگرفت.".
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved