روزنامک: خاطره ای از مؤلف «تاریخ آنلاین برای ایرانیان» و ناشر مجله روزنامک؛ 22 بهمن 1357 ساختمان موسسه مطبوعاتی اطلاعات میدان جنگ بود و اگر به جلسه تبادل نظر سردبیر فراخوانده نشده بودم زنده نمانده بودم
31 فروردين 1396 - 20 آوريل 2017

خاطره ای از مؤلف «تاریخ آنلاین برای ایرانیان» و ناشر مجله روزنامک؛ 22 بهمن 1357 ساختمان موسسه مطبوعاتی اطلاعات میدان جنگ بود و اگر به جلسه تبادل نظر سردبیر فراخوانده نشده بودم زنده نمانده بودم

"امروز ـ به نظر می رسد که روز تغییر تمام عیار در ایران است و به قول تفسیرنگاران، نقطه عطف. امروز آغاز دوره تازه ای در تاریخ ایران است و گزارش های امروز و فردا و پس فردای ما، سطور صفحه اول این فصل از تاریخ وطن خواهند بود. ما امروز باید همه توان خودرا یکپارچه کنیم که جزئیات تحولّات را که تاریخ خواهند شد جمع آوری و درج کنیم ـ درج مطلب با عکس که سندِ نوشته باشد. ما باید ادیشن یکم (چاپ اول) روزنامه را پیش از ساعت یک بعد از ظهر به دست چاپ بدهیم تا مشکل دیروز را که در همه تهران توزیع نشد نداشته باشیم. امروز هم مثل دیروز ممکن است زد و خوردها از بعد از ظهر شدّت یابد و توزیع روزنامه امکان ناپذیر شود. برای مطالب تازه، ما می توانیم چاپ دوم و سوم و شماره فوق العاده بدهیم. من نمی خواهم که هیچکدام از اعضای میزهای خبر بویژه میز اخبار سیاسی و انقلاب پشت میز بنشینند. همه بروند و تلفنی شرح مشاهدات و شنیده ها و استنباط خود را بگویند و ما در اینجا آنهارا برای درج تنظیم ژورنالیستی می کنیم. تنها دبیر و مترجمان میز اخبار بین الملل در تحریریه بمانند و فقط به اخبار مربوط به انقلاب و تحولات و اظهارنظرهای وارده در این باره توجه داشته باشند و لحظه به لحظه مرا آگاه کنند.".
    غلامحسین صالحیار سردبیر وقت روزنامه اطلاعات، ساعت 8 بامداد 22 بهمن 1357 این جملات را خطاب به اعضای تحریریه این روزنامه که آنان را به کنار میز خود احضار کرده بود بیان داشت. در آن ساعت، از خیابانهای اطراف صدای شلیک گلوله و انفجار به گوش می رسید. برخلاف روزهای پیش، در ساختمان مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات از مأموران فرمانداری نظامی تهران ـ مسلح به تفنگ خودکار ـ اثری نبود که در راهروهای ساختمان 8 طبقه ای روزنامه و معمولا در کنار ورودی ـ خروجی های آسانسورها می ایستادند و نیز در مدخل اطاق خبر که یک سالن بسیار بزرگ بود.
    در این سالن، میز اخبار بین الملل که من دبیر آن بودم در کنار پنجره جنوب شرقی قرار داشت و در طرف راست این میز و به فاصله یک متری، میز اخبار سیاسی و انقلاب مستقر بود. آن روزها رفت و آمد به میز اخبار بین الملل زیاد بود. اعضای میزهای دیگر می آمدند و می پرسیدند که تازه ها و واکنش های خارجی در باره انقلاب ایران چیست. مخاطبان هم تلفنی همین را سئوال می کردند.
    در آن روز هر لحظه صدای گلوله و انفجار شدت بیشتری می گرفت و همچنین صدای پخش شعار از بلندگوهای خیابانی. اطاق خبر در طبقه چهارم ساختمان قرارداشت. مؤسسه مطبوعاتی اطلاعات در آن زمان همچنان در سه راهی خیابانهای سپه (امروزه؛ امام خمینی) و خیّام قرار داشت و از پنجره شمالی اطاق خبر می شد رفت و آمدها در خیابان سپه را مشاهده کرد. این پنجره در حقیقت یک در شیشه ای بود که به بالکن باز می شد. روزنامه اطلاعات همچنان یک روزنامه عصر بود. [در آن زمان دکتر علیرضا نوری زاده دبیر میز اخبار سیاسی و انقلاب بود و علاوه بر خبرنگاران میز، شخصا هم با نزدیکان آیت الله خمینی، مهدی بازرگان و سران گروهها و جمعیت ها و مقامات مذهبی برای کسب خبر و نظر در ارتباط بود.].
    ساعت از 9 بامداد گذشته بود که چند فرد مسلح به انواع سلاحهای خودکار و نارنجک وارد تحریریه شدند و گفتند که چریک فدایی خلق [یک گروه کمونیستی] هستند و می خواهند به پشت بام طبقه هشتم بروند و به سوی ساختمان شهربانی تیراندازی کنند که کمیته (بازداشتگاه ساواک و اصطلاحا شکنجه گاه مبارزان و مخالفان دولت) در زیرزمین و طبقه پایین آن قرار دارد. هدف آن است که ماموران محافظ با شنیدن صدای تیراندازی به ساختمان، از آنجا خارج و در ساختمانهای مجاور سنگرگیری کنند و دست به تیراندازی متقابل بزنند و چریک ها که در پارک شهر و در اتومبیل و وانت در اطراف ساختمان هستند از فرصت استفاده کنند و کمیته را تصرف، بازداشت شدگان را آزاد و ادوات شکنجه را جهت در معرض دید مردم قرار دادن از آنجا خارج کنند.
    چریک ها که شمار آنان تا 8 ـ 9 نفر افزایش یافت و دو تَن از آنان برادر بودند پس از معرفی خود به سردبیر به طبقه هشتم رفتند و تیراندازی آغاز شد. همچنانکه پیش بینی شده بود ماموران فرمانداری نظامی و محافظان بازداشتگاه ساواک (کمیته) برای پاسخ به تیراندازی آنان به پشت بام های بانک سپه، ساختمان شهربانی، پستخانه، بانک کشاورزی و سرانجام پشت بام مسافرخانه و عمارات واقع در ضلع جنوبی خیابان سپه و صد قدمی ساختمان روزنامه آمدند. چریک ها علاوه بر تیراندازی به سوی ساختمان شهربانی، شلیک به خیابان ورزش و ساختمان بزرگ واقع در کوچه جنوب موسسه اطلاعات را که قبلا سفارت اتریش در آنجا بود آغاز کردند و پی در پی برایشان مهمات (فشنگ) وارد می شد. آنان در پاسخ به این سئوال که چرا به خیابان ورزش و ساختمانی جنوبی تیراندازی می کنید گفتند که دسته ای از ما در خیابان جنوبی پارک شهر موضع گرفته است تا به ساختمان (کاخ) دادگستری و بازداشتگاه واقع در زیر این کاخ حمله کند زندانیان را که بعضا برای دزدیدن یک آفتابه بازداشت هستند و یا چک بدون محل (برگشتی) صدتومانی داده اند تا غذا برای فرزندانشان تهیه کنند آزاد سازند و نیز بایگانی پرونده ها را که برای اشخاص بدون پارتی تشکیل شده اند و پیشینه آنهارا خراب نشان می دهند آتش بزنند.
    مطالب چاپ اول روزنامه در این شرایط سخت تکمیل شد. ساعت حدود 2 بعد از ظهر بود که صالحیار دبیران میزها را برای تبادل نظر فراخواند. اطاق جلسه پنجره به بالکن شمالی داشت و ترس از اصابت گلوله سبب شد که جلسه تبادل نظر در قسمت بدون پنجره سالن که میز عکس در آنجا قرار داشت تشکیل شود. میز اخبار بین الملل در ضلع جنوب شرقی سالن و در کنار یک پنجره بزرگ قرار داشت. من پیش از رفتن به جلسه تبادل نظر، علی مؤید بهارلو مترجم اخبار به زبان فرانسه را که پشت به پنجره و در سمت چپ من می نشست و نیز پرویز ایرانزاد مترجم اخبار انگلیسی را به طبقه بالاتر ـ اطاق تله پرینترها فرستادم تا همانجا و ایستاده، اخبار وارده را بخوانند و اگر موضوع مهمی بود تلفنی اطلاع دهند. در قسمت پایین تر، میز نعمت ناظری و حسن پویان مترجمان اخبار انگلیسی و نیز دو روزنامه نگار افغانِ پناهنده شده به ایران نشسته بودند که آنان هم مترجم مقالات نشریات از زبان انگلیسی برای ما بودند.
    در جلسه تبادل نظر، هنوز صالحیار لب به سخن نگشوده بود که صدای اصابت گلوله و شکستن پنجره از طبقه سوم بگوش رسید و اندکی بعد، یک چریک خون آلود از آن طبقه به طبقه چهارم آمد و گفت که تیر خورده ولی هنوز می تواند فعال باشد ولی لازم است که موضوع را به برادرش که در طبقه هشتم تیراندازی می کند خبر دهیم. چریک مجروح سپس خونریزان به بالکن ضلع شمالی (مقابل ساختمان پستخانه و مسافرخانه رفت) و به تیراندازی ادامه داد که اطاق خبر زیر بارانی از گلوله قرار گرفت. چریک مجروح دوباره گلوله خورد، کشته شد و همانجا در خون خود غلطید و ... و به این ترتیب ادامه جلسه تبادل نظر به ساعت 3 و 4 بعد ازظهر موکول شد و دبیران به میزهای خود بازگشتند.
    من پس از بازگشت به میز اخبار بین الملل، دیدم که یک گلوله پنجره مجاور صندلی مرا سوراخ کرده است. اگر بهارلو به اطاق تله پرینترها و من به جلسه تبادل نظر نرفته بودیم هر دو با آن گلوله کشته شده بودیم. گلوله که از بالای صندلی من و صندلی بهارلو گذشته بود هر دوی ما را می کشت.
    قرارشد که پنجرهِ سوراخ شده به همان صورت باقی بماند و بازدید کنندگان از مؤسسه آن را ببینند که باقی مانده بود و در دهه 1370 که دو سه بار به تحریریه روزنامه سر زدم همچنان به همان صورت بود و شنیدم که تا زمان انتقال موسسه مطبوعاتی اطلاعات به محل تازه خود در منطقه میرداماد ـ خیابان نفت جنوبی، در همان وضعیت نگهداری شده بود.
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved