روزنامک: گزارشي از بیماری خود که 14 آگوست 2009 زیر عمل جراحی قلب باز قرارگرفتم و ادامه كار روزنامك تا امروز متوقف ماند - چرا بيماري قلب؟ - چند پاسخ به سئوالات گرامی مخاطبان این سایت
22 مرداد 1388 - 13 اوت 2009

گزارشي از بیماری خود که 14 آگوست 2009 زیر عمل جراحی قلب باز قرارگرفتم و ادامه كار روزنامك تا امروز متوقف ماند - چرا بيماري قلب؟ - چند پاسخ به سئوالات گرامی مخاطبان این سایت

در چند هفته گذشته دهها ای میل از مخاطبان عزیزتر از جان دریافت شد که چرا در سایت های این مولف (تاریخ آنلاین، رورنامک، ایرینیان دان و ...) اشاره ای به رویدادهای خرداد و تیرماه 1388 ایران نشده است و برخی از این پیامها حاوی گلایه است و بوی رنجش می دهد.
    پاسخ به ای پیامها به تاخیر افتاد زیرا که در این مدت یک پایم مطب دکتر بود و پای دیگر بیمارستان. دوم جون (12 خرداد 1388) که پس از دیدار کوتاهی از وطن به آمریکا (کشور محل اقامت) بازگشتم دچار مشکلات قلب و عمدتا ناشی از بیماری قند شدم و دکتر «براین او دانلDr. Brian O Donnell» مرا به بیمارستان و انواع معاینات فرستاد و بالاخره به دکتر «وین اولدDr. Wayne Old» کارشناس قلب معرفی شدم. پس از چند آزمایش و معاینه، بیماری من آسیب دیدگی ماهیچه قلب به علت مسدود شدن چند سرخرگ تشخیص داده شد و نتیجه آزمایش های کلینیکی متعاقب آن این بود که باید تحت معاینات کونورانی آنجیوگرافی و کاردیاک کتتریزیشن قرارگیرم و این معاینات 13 جولای (22 تیرماه 1388) در بیمارستان سنتارا ویژه درمان قلبSentara Heart Hospital انجام گرفت و به من و پزشک من اعلام شد که باید تحت عمل قلب باز (بای پس گرافتینگ = کوروناری آرتری ریوسکولاریزیشن) قرارگیرم که این عمل جمعه 14 آگوست 2009 (23 امرداد1388) توسط دکتر لناکس بیکر Dr. Lenox D. baker در همان بيمارستان انجام شد. اینکه می بینید بعضی مطالب نو بر سایت تاریخ اضافه می شود و روزنامه ها نقل می کنند، این کار به همت دستیار این جانب صورت می گیرد که گفته بودم بر روزنامک آنلاین چیزی اضافه نکند که کار خود من است (می توانید ملاحظه کنید که وقفه ایجاد شده است) و ایرنین دان را مطلقا خالی بگذارد و مطالب و عکس های مربوط به رویدادهای ایران را از منابع مختلف جمع آوری و ضبط کند تا پس از رهایی از بیمارستان و بیماری تنظیم و درج کنم. همین چند سطر را هم دارم به دستیار خود دیکته می کنم و تایپ می کند تا در هر دو سایت (تاریخ و روزنامک) درج شود؛ شاید که رفع سوء تفاهم شود. برای رفع تردید عین گزارش بیمارستان در زیر خواهد آمد.
    عزیزان؛ مگر رویدادهایی که از 22 خرداد آغاز شده است رخدادهای کوچکی هستند که بشود از آنها گذشت، اینها فصلی از تاریخ ایران را به خود اختصاص خواهند داد. شما باید متوجه باشید که تاریخنگار «دیروز نگار» است یعنی باید منتظر شود؛ واقعیت ها را به دست آورد نتیجه کار ببیند و بعد برنگارد. روزنامه و رادیو ـ تلویزیون منتظر کشف علل و نتایج یک رویداد نمی شوند و آنچه را که می بینند و می شنوند منعکس می کنند و اگر در انعکاس خبر دقّت نشده باشد روز بعد و روزهای پس از آن اصلاح و مطلب تازه برآنها اضافه می کنند. کار تاریخنگار حتی مورّخ «تاریخ جاری» ارائه مطلب دقیق با ذکر علل و نتایج و پیش بینی پیامدها و دادن اندرز است. بنابراین برای انعکاس رویدادهای جاری ایران وقت باقی است، دلخور نباشید.
    همین بیماری این نگارنده حرف های بسیار دارد که بزند. از آنجا که در برخی پیامها متهم به ملاحظه کاری شده ام (که چنین نیست) اشاره ای به ریشه بیماری لازم است: پزشگان بیماری قند مرا که در خانواده ما سابقه نداشته نتیجه 25 سال نخوابیدن کافی تشخیص دادند که دنباله اش مشکلات قلب بود. من 24 سال شبانه روز دنبال تهیه و نوشتن خبر برای آگاه ساختن هموطنان بودم ازجمله دهها سال دبیری اخبار بامدادی رادیو ایران که مستلزم رفتن به محل کار در ساعات شب بود ـ 24 سال و اندی کار شبانه روزی در روزنامه اطلاعات، خبرگزاری و رادیو تلویزیون؛ بدون مرخصی و نداشتن تعطیل آخر هفته و حتی نوروز. پس از انقلاب نخست از خبرگزاری و رادیو ـ تلویزیون بیرونم کردند (بدون ذکر دلیل) و در بهار سال 1359 هم از روزنامه اطلاعات (پس از مصادره شدن این موسسه) و بابت این ربع قرن یک قران هم به من غرامت اخراج ندادند. کار من در آن سه رسانه، حادثه شهری نویسی بود و یا ترجمه و تنظیم و دبیری اخبار بین الملل که ارتباطی به خبر دولتی نداشت. خبر حادثه یعنی انعکاس ضعف های یک دولت.
     این کم لطفی (اخراج بی دلیل و بدون پرداخت غرامت) نسبت به ما (از جمله من) در زمانی صورت گرفت که در پی رفراندم فروردین 1358، آیت الله خمینی ایجاد جمهوري اسلامي را با این جملات اعلام کرده بود: "شما با راي قاطع خود به جمهوري اسلامي، حكومت عدل الهي را اعلام كرديد ـ حكومتي كه در آن اقشار ملت به يك چشم ديده مي شوند و نور عدالت الهي برهمه و همه به يك طور مي تابد و باران رحمت قرآن و سنت بر همه كس به يكسان مي بارد. مبارك باد برشما كه در آن [جمهوری اسلامی] همه برادر و برابرند. مبارك باد بر شما روزي كه در آن تمام اقشار ملت به حقوق حقه مي رسد. كشور از دست چپاولگران و غارت پيشگان نجات يافت. مقدّرات خود را به دست گيريد. مجال به فرصت طلبان ندهيد. نگذاريد نفتخواران و مفتخواران به صفوف فشرده شما رخنه كنند.".
    در طول سال 1357 (1978 میلادی) ما روزنامه نگاران خطر را به جان خریدیم و به امید تامین وضعیت بهتر برای هموطنان، برقراری عدالت و رعایت حق در جامعه ایرانی فعالانه در انقلاب شرکت کردیم و 62 روز دست ازکار کشیدیم تا حرف دولت وقت به گوش ها نرسد و در اراده مردم تزلزل ایجاد نشود و انتظار اخراج، بی حق شدن، خانه نشینی و دربدری نداشتیم.
    پس از اخراج، در تیرماه 1359 پروانه «سپیده دم» را گرفتم زیرا که زندگی بدور از دنیای قلم و خبر بمانند حیات یک ماهی بدورافتاده از آب بود. ولی، پروانه مرا برغم پیگیری مستمر تا به امروز تجدید نکرده اند، چرا؟ نمی دانم. این، برایم اندوهی است دائمی که روی اعضای بدن بویژه قلب تاثیر بد گذارده است. باوجود این، دو دهه پیش به وطن بازگشتم و در راه اندازی دو روزنامه همشهری و ایران کمک کردم، همه تجربه و تخصّص خودرا که ارزان بدست نیامده بودند بکارانداختم و کارهای تازه ای ارائه دادم که در مطبوعات فعلی الگو شده اند. سپس بدون اینکه کوچکترین کمکی از دولت بگیرم و حتی از من تشکر شود (و یا انتظار قدردانی داشته باشم) برای تاریخ ایران، کرونیکل (روزنگار) تهیه کردم و باهدف کمک به آموزش عمومی پارسی زبانان (ایرانی تبارها)، تاریخ عمومی و تاریخ جاری را هم بر آن افزودم که آنلاین پرهزینه آن را می بینید. آیا بزرگتر از آن به زبان فارسی در اینترنت سراغ دارید؟. می دانید هزینه ماهانه آن چقدر است؟. خودم این هزینه را می پردازم. آیا سازمان عریض و طویل میراث فرهنگی و ... از من دعوت کرده است که از یک اثر تاریخی وطن دیدن کنم؟. چند سال پیش مخاطبی پیام فرستاده بود که مثبت نویسی من برای چین سبب شد که از آن کشور دیدن کند ولی وضعیت را به آن صورت که من نوشته ام مشاهده نکرد. با یک مترجم به دیدار بلندترین زن جهان که یک چینی بود رفت و این زن به اوگفت که با پول دریافتی از مردم و اعانه افراد و موسسات به درمان خود ادامه می دهد (یعنی در یک نظام سوسیالیستی از کمک دولت خبری نیست).
    با دریافت این پیام درصدد دیدار از چین برآمدم که به یکی دو هزار دلار ارز نیاز بود. در تهران به یک بانک دارای شعبه معاملات ارزی مراجعه کردم که برایم این مبلغ ناچیز را تبدیل کند. کارمند بانک گذرنامه ام را دید و گفت: شما مقیم ایران نیستید و ما نمی توانیم تبدیل کنیم، بروید از خیابان بخرید که به اصلی بودن پول های فروخته شده توسط دوره گردها اطمینان نکردم و درنتیجه از سفر چین صرف نظر کردم. کلام آن کارمند بانک برایم واقعا دردآور بودم. آخر، من هم از درآمد ارزی حاصل از صدور نفت سهمی دارم. آن را که به مفت نمی خواستم، دست کم آن یکی ـ دو هزار دلار را تبدیل می کردند تا به عنوان چشم و گوش هموطنان به چین بروم و حقایق را ببینم و برنگارم. با وجود این و اقامت مستمر 29 ساله در ایالات متحده هنوز تا به امروز (22 امردادماه 1388 = 13 آگوست 2009) درخواست تابعیت از این دولت را نکرده ام تا از مزایای آن برخوردارشوم.
    بیماری این نگارنده وقفه در کار سایت تاریخ ایجاد نخواهد کرد و روزنامک از یکم سپتامبر 2009 فعال خواهد شد و همچنین ایرینین دان. بر این سه آنلاین، یک وبسایت تازه اضافه خواهد شد به نام ژورنالیست نوشیروان www.Journalist Nushiravan.com
    که حاوی خاطرات گذشته (از 53 سال روزنامه نگاری) خواهد بود و آنچه را که هر روز می بینم، می شنوم، می خوانم و می اندیشم.
بازگشت به فهرست مطالب...   




 

 

   
 

Vestidos de Casamento
 





 
 
© Copyright 2004   Rooznamak.com   All Rights Reserved